دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

پارادکس بی باوری

دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۰ ب.ظ

 

جان گریبین[1] ویراستار مجله دانشمند نوین در یک برنامه تلویزیونی در بی بی سی ادعا کرد اینکه مردم گمان می کنند باید باورهایی داشته باشند میراث کلیسای قرون وسطا است.[2] او در این گفتگو باور را مرگ عقلانیت می داند و در دفاع از بی باوری استدلال می کند که اگر به چیزی باور داشته باشیم دیگر در مورد آن بخش از هستی نمی اندیشیم. از نظر او به هر اندازه که باورهای بیشتری داشته باشیم اندیشه کمتری داریم. کسی که نسبت به هر چیزی باوری داشته باشد دیگر در مورد هیچ چیزی نمی اندیشد و چنین فردی از نظر پزشکی زنده تلقی نمی شود. چون از نظر پزشکی کسی که مغزش فعالیتی ندارد فاقد حیات است. برای دفاع از بی باوری گاهی نیز به تفسیرهایی که از مکانیک کوانتوم وجود دارد تمسک شده است و حتی نسبیت عام نیز به معنای نسبیت هر گونه باوری تلقی شده است.

به نظر می رسد در این بحث باید بین باور و تعصب تمایز گذاشت. تعصب و جزم اندیشی مانع عقلانیت است. اما باور یک ضرورت است. البته اینکه آیا می توان فردی را پیدا کرد که فاقد باور خاصی باشد بحثی تجربی است. اما بی شک مغزی که باوری را تولید نکند یک مغز سالم تلقی نمی شود. در فرهنگ انسانی اموری مانند عقلانیت، اندیشه، ذهن و حتی حیات مغزی فقط تا آنجا که در تولید باور نقش دارند، ارزشمند تلقی می شوند. مغزی که فقط اندیشه کند و باوری را تولید نکند فقط وقت تلف می کند.

گریبین نیز در استدلال خود بر امکان بی باوری دچار تناقض است. چون او برای دفاع از نظریة خود به باورهایی تمسک می کند که مخاطبین بی بی سی نیز آنها را پذیرفته اند. هر مکتبی که از بی باوری دفاع کند مکتب متناقضی است. به عنوان نمونه اینکه مغز اگر فعالیت نداشته باشد فاقد حیات است یک باور پزشکی درست است که گریبین نیز آن را پذیرفته است. در این صورت او دیگر نمی تواند وجود باور را مانعی برای اندیشه تلقی کند. کسانی هم که به کوانتوم یا نسبیت تمسک می کنند دست کم به یافته های علم فیزیک باور دارند و از آن استفاده می کنند. هر چند استفاده آنها از این علوم نادرست است. چون این نظامهای فکری مجموعه ای از باورها هستند که در مورد ابعاد فیزیکی جهان تدوین شده اند و هیچگاه نمی توان از این علوم نتیجه گرفت که بی باوری بهتر است. چنین بحثی خارج از موضوع علم فیزیک است. حتی تعریفی که گریبین از مرگ مغزی می کند نیز با اینکه درست است اما او استفاده نادرست و شاعرانه ای از آن می کند. چون بر خلاف ادعای او فردی که در مورد هیچ چیزی نمی اندیشد و در مورد هر چیزی باوری دارد از نظر پزشکی فردی فاقد حیات تلقی نمی شود. به هر حال هر گونه استدلالی که به نفع بی باوری مطرح شود هم مبتنی بر باورهای قبلی فرد است و هم باورهای جدیدی را برای او ایجاد می کند. بنابراین مکتب بی باوری از نظر منطقی دچار پارادکس است.

این پارادکس به این دلیل به وجود می آید که بحث گریبین در دفاع از بی باوری عام است و به حوزه خاصی مربوط نیست. اما بی باوری در برخی از حوزه های خاص امکانپذیر است. مثلا مردم در مورد وجود حیات در سیارات دیگر باور خاصی ندارند و منتظر هستند تا دانشمندان به این پرسش پاسخ دهند. اما باید توجه کرد که بی باوری صرفا در مورد گزاره هایی ممکن است که نفی یا اثبات آنها تأثیری در زندگی عملی افراد ندارد. لذا کسی که می خواهد در زمین خاصی کشت و زرع کند نمی تواند بگوید در مورد اینکه مالک این زمین کیست بهتر است باوری نداشته باشم. بی باوری در چنین مواردی تمام سرمایه فرد را به خطر می اندازد و نابود می کند. کسی که در زمین دیگری بکارد صرفا سرمایه اش را از دست می دهد.

 اکنون پرسش این است که آیا در مورد وجود خدا نیز می توان بی باور بود؟ بی باوری در بحث از وجود خدا به این معناست که در نزاع بین کفر و ایمان راه سومی نیز وجود دارد که اغلب لاادریگری[3] نامیده شده است. در پاسخ باید گفت ایمان و کفر صرفا یک بحث نظری نیست که هیچ تأثیری در زندگی عملی ما نداشته باشد. در اینجا حتی اگر در مقام باور بتوانیم لاادری باشیم در مقام عمل مجبور به انتخاب بین ایمان و کفر هستیم و نمی توان گفت من در زندگی خود احکام الهی را نه نقض می کنم و نه رعایت می کنم. زندگی دنیایی نوعی زراعت برای یک زندگی جاودانه است. مسئلة وجود خدا به تمام هستی فرد و به سرنوشت جاودانه او مربوط می شود. لذا مسئلة ایمان حیاتی تر و فوری تر از مثال کشت و زرع است.



[1]John Gribbin

[2] گزارش این بحث را از آدرس زیر ببینید:

http://www.gamis-conseil.com/Projet_OSIRIS/Effortless%20English/New%20method%20learning%20English/Level%203/3._no_belief/No%20Belief.pdf

[3] agnosticism


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۳۰
رضا صادقی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی