دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

فایلهای صوتی دکارت- جان لاک و هیوم را از این آدرس بگیرید:


http://afaghehekmat.ir/course/falsafe_jadid_qarb_sadeqi/

۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۴۴
رضا صادقی

در جوامع بشری بیشترین نمادهای فرهنگی و هنری به ملیت و کشور مربوط است. کودکان دبستانی مجبور می شوند سرودهای ملی را حفظ کنند. آنها به جای اینکه یاد بگیرند که خود را به عنوان انسان معرفی کنند و ارزش خود را در انسانیت جستجو کنند، خود را با ملیت خویش معرفی می کنند و ارزش خود را در مفهومی جستجو می کنند که نه تعریفی علمی دارد و نه ارزشی اخلاقی. در دوران سربازی نیز سربازها فدایی وطن تربیت می شوند و نه فدایی ارزشهای اخلاقی. آنها طوری آموزش می بینند که به تعبیر سالوتاتی متفکر عصر رنسانس «اگر حفظ و یا گسترش وطن ایجاب کند، فرو آوردن تبر بر فرق پدر یا از پای درآوردن برادران و شکافتن شکم همسر برای زودتر از موعد به دنیا آوردن فرزند، نه دشوار و شاق خواهد بود و نه جنایت.»

تلقی رایج این است که بدون کشور و پرچم واحدی که مقدس تلقی شود، انسجام ملی از دست می رود و بدون ملتها شاکلة اقتصادی و سیاسی جهان فرو می پاشد. اما برای اینکه عیار ملیت روشن شود باید به روی دیگر این سکه نیز توجه داشت. در دو قرن اخیر هیچ مفهومی مانند ملیت و کشور دستاویز قتل و خونریزی و تجاوز نبوده است. ملی گرایی عاملِ اصلیِ ترویج خشونت، بی عدالتی و ایجاد شکاف طبقاتی در سطح جهان است. اکنون دیگر مرگ یک کودک از گرسنگی به خودی خود مهم نیست. آنچه مهم است ملیت اوست. اگر ملیت آلمانی دارد مرگ او قابل تحمل نیست و اگر آفریقایی باشد اوضاع فرق می کند. مرگ و میر کودکان اگر در آفریقا رخ دهد سالانه تا میلیونها نفر نیز برای جهان مدرن قابل تحمل است. در سطح جهانی نیز تلاش بی وقفة کشورها برای جذب منابع و منافع موجود و تبدیل شدن به قدرت مسلط، باعث شده تا معیارهای اخلاقی و انسانی نقش خود را در ایجاد عدالت و آسایش برای تمام ساکنان کره زمین از دست بدهند. ملیت از زمانی مقدس شد که اقتدار اروپا را تضمین کرد. به تعبیر یونگ ملی گرایی «وحدت و جهان شمولی بورژوازی مردان سفید پوست» است.

نژادگرایی که همزاد بدنام ملی گرایی بود اکنون دیگر در اروپا نیز طرفداری ندارد. اما ملیت بر اساس قوانین حقوقی، جغرافیا، زبان و نژاد تعریف می شود و شاید به همین دلیل ملی گرایی هنوز مانند نژادپرستی منفور نشده است. یک دلیل دیگر این است که برای ادارة جوامع بشری الگوی بدیلی وجود ندارد. در اینجاست که علوم انسانی اهمیت می یابند. آیا این علوم نیز به دلیل اینکه توسط ملتهای مسلط تولید می شوند، تسلیم شرایط موجود هستند؟ در چنین شرایطی آیا می توان انتظار داشت علوم انسانی به جای آنکه وضع موجود را صرفا توصیف کنند، آن را تغییر دهند؟


۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۲
رضا صادقی


 

اندیشة نژادپرستی از عوامل مهم جنگ و خشونت است که بی عدالتی و قتل و غارت را توجیه و حتی از نابودی سایر نژادها دفاع می‌کند. از نظر تاریخی نخستین صورت مکتوب نژادپرستی که بر پایة آن نسل کشی های زیادی صورت گرفته است در کتاب مقدس دین یهود تدوین شده است. کتاب مقدس صرفا در مورد برتری نژادی از لحاظ نظری و اعتقادی بحث نمی کند. بلکه حذف نژادهای پست را توصیه می کند و دهها مورد از تصفیه نژادی و کشتار جمعی اقوام دیگر را به عنوان افتخار قوم بنی اسرائیل گزارش می کند.

این کتاب دیگر ملتها را پست و غیر قابل هدایت معرفی می کند و سرتاسر کتاب نمونه هایی از نسل کشی را بیان و تأیید می کند. اینکه قوم بنی اسرائیل در برخورد با سایر اقوام مرتکب نسل کشی می شود مدام به عنوان افتخارات این قوم در کتاب مقدس تکرار می شود و به عنوان یک رفتار مشروع تأیید می شود.[1] کتاب مقدس کتاب جنگ برای سیطرة یک نژاد خاص است[2] و حتی خدا در کتاب مقدس به عنوان خدایی نژادگرا معرفی شده است که فقط به سعادت و هدایت یک قوم از اقوام ساکن روی زمین توجه دارد و برای سعادت آن قوم خاص، که عبارت است از سیطرة بر زمین، با سایر اقوام می جنگد.[3]«تو ایشان را از جمیع قومهای جهان برای ارثیت خویش ممتاز نموده ای» (پادشاهان 1، 8: 53)«یهوه، خدای تو، بندة خود موسی را امر کرده بود که تمامی این زمین را به شما بدهد، و همه ساکنان زمین را پیش روی شما هلاک کند.» (یوشع، 10: 25)

سفر تثنیه بخشی دارد تحت عنوان تصرف امتها که با تفصیل از برتری نژادی سخن گفته است. «ایشان را بالکل هلاک کن، و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما. .. زیرا تو برای یهوه، خدایت، قوم مقدس هستی. یهوه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قومهایی که بر روی زمین اند، قوم مخصوص برای خود او باشی.» (تثنیه، 7: 3-7) « و بگویید ای خدای نجاتِ ما، ما را نجات بده. و ما را جمع کرده، از میان امت ها رهایی بخش.» (تواریخ1، 16: 509)

ریشه این نژادپرستی در این باور قوم یهود نهفته است که نجات و سعادت خاص به قوم بنی اسرائیل است و لذا سایر اقوام توسط بنی اسرائیل به ایمان و سعادت دعوت نمی شوند.[4] همین باور باعث شده تا نژادپرستی در متون دینی قوم یهود صورت آشکاری به خود گیرد و با اینکه قوم یهود در پنجاه سال اخیر خود را به عنوان قربانی نژادپرستی معرفی کرده است، اما نژادپرستی از باورهای اصلی این قوم است.[5]



[1] . «پس الان هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را ...» (اعداد، 31: 17) «و هر آنچه در شهربود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند. (یوشع، 6: 21) و شهر را با آنچه در آن بود به آتش سوزانیدند. (یوشع، 6: 24) «و به عای و ملکش به طوری که به اریحا و ملکش عمل نمودی بکن. ... پس شهر را به آتش بسوزانید(یوشع، 8: 2 و 9) و ایشان را می کشتند به حدی که کسی از آنها باقی نماند و نجات نیافت. (یوشع، 8: 22) «آن را با همة کسانی که در آن بودند، هلاک ساخت. ... و همة شهرهایش را گرفت و ایشان را از دم شمشیر زدند و همة کسانی را که در آن بودند هلاک ساختند و او کسی را باقی نگذاشت.» (ـیوشع، 10: 37- 39) «و یوشع ایشان را با شهرهای ایشان بالکل هلاک کرد.» (یوشع، 11: 21) «مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم.» (تثنیه، 214: 2: 34 و 3: 6 و استر، 8: 11،

[2] . تعبیر قوی باش نیز که در کتاب مقدس زیاد به کار رفته است حکایت از اراده معطوف به قدرت است. (تواریخ 1، 28، 20 و یوشع، 10: 25 و 23: 7) شاید همین تقدیس قدرت باعث شده تا زن تحقیر شود و در چند جای کتاب قوم یهود اینکه انسان از زن متولد می شود به عنوان نقطه ضعف انسان معرفی شده است. به عنوان نمونه:«کسی که از زن زاییده شده چگونه پاک باشد؟» (کتاب ایوب، 25:4 و 15: 14)

[3] . تعبیر «خدا برای تو (یا برای اسرائیل) می جنگد» خطاب به قوم بنی اسرائیل در کتاب مقدس زیاد به کار رفته است. به عنوان نمونه: یوشع، 10: 14 و نحمیا، 4: 20

[4] «زمینی که شما برای تصرف آن می روید زمینی است که از نجاسات امت های کشورها نجس شده است ... پس الان دختران خود را به پسران ایشان مدهید و دختران ایشان را برای پسران خود مگیرید و سلامتی و سعادتمندی ایشان را تا به ابد مطلبید تا قوی شوید ... » (غزرا، 9: 11-13) در ادامه امر می شود که کسانی که با زنان بیگانه ازدواج کرده اند از زنهای خود جدا شوند. در اینجا ازدواج با زنان سایر اقوام خیانت به خداوند تلقی می شود و در جای دیگر (نحمیا، 10: 30) عهد می بندند که «دختران خود را به اهل زمین ندهیم و دختران ایشان را برای پسران خود نگیریم.»  (همچنین نحمیا، 13: 25-27)

 

[5] در مسیحیت و اسلام از کفار و مشرکین درخواست می شود که ایمان بیاورند و برای همه اقوام و نژادها امکان سعادت وجود دارد. در اسلام تا قبل از شروع جنگ از کفار دعوت می شود که ایمان بیاورند و اگر ایمان بیاورند برادر دینی خواهند بود. اما جنگهای قوم یهود جنگ نژاد برتر با سایر نژادهاست و سایر اقوام محکوم به نابودی و یا بردگی هستند. (یوشع، 8 و 9) بنی اسرائیل از دیگر اقوام می خواهند که تسلیم آنها شوند و جزیه بدهند و یا با جنگ آنها را نابود می کنند. (تثنیه، 20: 12)

 


۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۱۱
رضا صادقی