آقای پزشکیان به مشاوران خود گفته است حاضر است جراحی های سختی انجام دهد و نگران محبوبیت و دور دوم نیست.
اینجا
منظور ایشان جراحی سخت در اقتصاد است. اما ساختار بخش فرهنگ نیاز بیشتری به جراحی های سخت دارد. پیوند مدرسه و دانشگاه یک جراحی سخت در حوزة مدیریت آموزش در ایران است. جدایی مدیریت مدرسه و دانشگاه آسیبهای زیادی به دنبال داشته است. اکنون مدرسه و دانشگاه دو مدیریت و دو وزرات جدای از هم دارند و شبیه دو چشمی هستند که در یک بدن هستند اما هماهنگ نیستند و به دو سمت متفاوت نگاه می کنند. روشن است که مغز چنین جامعه ای هنگ می کند. با یک جراحی دردآور می توان مدیریت و برنامه های این دو نظام آموزشی را هماهنگ کرد.
اگر قرار بود برای کشور از صفر یک ساختار آموزشی طراحی کنیم قطعا هیچ کارشناسی سفارش نمی کرد که دو ساختار جدا از هم طراحی کنیم که یکدیگر را مقصر بدانند و با یکدیگر چالشی دائمی داشته باشند. اکنون مدرسه و دانشگاه دو جهان موازی هستند که هیچ کدام خوب کار نمی کنند. برای پیوند این دو جهان به یک جراحی سخت نیاز است و به جراحی که نگران محبوبیت خود نباشد. اما مانع اصلی اقتصادی است. مشکل این نیست که هزینه ی زیادی لازم است. مشکل اصلی منافع اقتصادی افراد است. فرض کنید مدرسه ها چند برابر دانشگاه امکانات داشتند و معلمان مدرسه نیز نصف استادان دانشگاه کار می کردند و دو برابر آنها حقوق می گرفتند. در این صورت معلمان مدرسه به مخالفان اصلی ادغام مدرسه و دانشگاه تبدیل می شدند و هزار دلیل علمی و منطقی برای این مخالفت پیدا می کردند. الان بر عکس است و این دلایل علمی و منطقی از جانب دانشگاه مطرح می شود.
اگر مدرسه و دانشگاه با یک وزارت و دو معاونت هماهنگ مدیریت شوند امکان انسجام و یکپارچگی برنامهریزی درسی و طراحی نظام آموزشی یکپارچه.فراهم می شود. بخشی از نتایج چنین ادغامی عبارتند از: کاهش موازیکاری، حذف تضاد و چالشهای سازمانی، انتقال روان دانشآموز به دانشجو، استفاده بهینه از منابع، ارتقای کیفیت محتوای آموزشی با ایجاد مسیر یادگیری پیوسته، تقویت مسئولیتپذیری مشترک بین مدرسه و دانشگاه در فراهم کردن زمینة ورود به بازار، کاهش هزینههای اجرایی و اداری در مسیر آموزش با حذف هزینههای موازی، هماهنگی آموزش با نیاز بازار، کاهش دوره گذار از آموزش به اشتغال، افزایش بهرهوری نیروی انسانی، تربیت نیروی کار هدفمند، کاهش اتلاف زمان و عمر نیروی جوان، تقویت پیوند آموزش با صنعت، کاهش اضطراب انتقال و سازگاری بیشتر نسل جوان با محیط آموزشی، ایجاد ثبات و پیوستگی هویتی در نسل جدید، تقویت انگیزش و جهتگیری تحصیلی شفاف، رشد تدریجی و منسجم شخصیت، افزایش احساس امنیت و تعلق، و پرورش نگرش یکپارچه نسبت به فرآیند یادگیری و امکان درگیر کردن متخصصین تعلیم و تربیت دانشگاهی در فرایند آموزش مدارس و ...