مدیون دانشجویان هستید
مدتی قبل یکی از دانشجویان قدیمی به گروه سر زد.
پیش از رفتن برگشت و گفت:
"اما استاد مدیون دانشجویان جدید هستید اگر به آنها از همان ابتدا نگویید که
1- بیشتر درسهای فلسفه را نخواهید فهمید.
2- بیشتر آنچه می فهمید به کارتان نمی آید.
3- بعد از فارغ التحصیلی کاری متناسب با مدرک شما وجود ندارد."
بعد با لحنی پیامبرگونه و دلسوزانه گفت:" زندگی جاودانه ی خود را به خاطر نام و نان دنیا خراب نکنید آقای دکتر. "
و رفت.
دیروز که یکی از فارغ التحصیلان نتوانست به یاد بیاورد که نیچه یکی از فیلسوفان است، یاد این خاطره افتادم.
فلسفه مهم است. اما این روش آموزش فلسفه نقش بر آب است. هم ذهنها را نابود می کند و هم فلسفه را.
یک بار هم دو دوست صمیمی به من سر زدند که حدود ده سال پیش با هم فلسفه را انتخاب کردند. یکی که از درسهای خود افتاد، خیلی التماس کرد که کمک کنم مشروط نشود. من کمک نکردم و اخراج شد.
اکنون شاغل شده بود و برای تشکر آمده بود. سرحال بود و از اینکه درآمد خوبی دارد و در زندگی از همه ی هم کلاسی ها جلوتر است با غرور حرف می زد. می گفت مدیون شما هستم که اخراجم کردید.
دوست دوم نمره های عالی گرفت و در نهایت به عنوان استعداد درخشان بدون کنکور وارد ارشد شد و با کمک استاد راهنما و لطف گروه فارغ التحصیل شد.
این یکی افسرده و بی انگیزه بود. نه توان ادامة تحصیل داشت و نه توان ادارة یک زندگی خانوادگی یا حتی وارد شدن به یک شغل ساده.
یکی از فارغ التحصیلان دکتری هم بعد از چند سال می گفت: "از وقتی دکتر شده ام بیشتر وقتها در اتاقم می خوابم و سقف را نگاه می کنم."
اگر دانشجوی خودمان نبود نمی توانست دکتر شود. اگر دکتر نشده بود می توانست دست کم یک انتشارات را مدیریت کند. گاهی لطف یک گروه زندگی یک انسان را نابود می کند.
(استعداد درخشان عنوانی فریبنده و گاهی دام دانشگاه برای افزایش جمعیت دوره ی ارشد است. بیشتر کارشناسی های ما در فلسفه ادامه تحصیل نمی دهند. اما دانشگاه موفق می شود چند نفر را با عنوان استعداد درخشان برای پابرجا ماندن دوره های تکمیلی حفظ کند.)