دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

چند پرسش پیرامون نسبیت اخلاقی

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۵ ق.ظ

مقصود از «نسبیت اخلاقی» چیست؟

نسبی گرایی در اخلاق بیانهای مختلفی دارد. ولی شاید نتیجه مشترک همه آنها این است که احکام اخلاقی ثابتی وجود ندارد و معیاری عقلانی یافت نمی شود که با آن بتوان اختلافاتی را که در احکام اخلاقی وجود دارد به اتفاق نظر تبدیل کرد. اما مخالفین نسبیت معتقدند «خوب بودن عدالت» یک اصل اخلاقی ثابت است که با عقل می توان از آن دفاع کرد. به تعبیر عقلگرایان مسلمان حسن و قبح ها عقلی هستند و بنابراین حسن عدالت ذاتی و ثابت است.

مبنای نسبی گرایی اخلاقی چیست؟

شکاکیت مبنای اصلی نسبیت در اخلاق است. شک معرفتی در امکان شناخت احکام اخلاقی نیز تردید ایجاد می کند. از نظر نسبی گرایان مفاهیم اخلاقی تعریف مورد اتفاقی ندارند و از عدالت برداشتها و تفسیرها و قرائتهای مختلفی وجود دارد. در این صورت احکام اخلاقی نیز قابل اثبات نیستند. البته باید توجه داشت که نسبیت معرفتی اگر پذیرفته شود فقط اخلاق را نسبی نمی کند. بلکه احکام علمی را نیز متزلزل می کند و هیچ کس حاضر نیست این نتیجه را بپذیرد. اما در دوره مدرن با دلایل شک برخورد تبعیض آمیزی شده است و شک معرفتی صرفا در حوزه اخلاق و دین عملیاتی شده اند.

جبرگرایی و نگاه مادی نیز می توانند نسبیت اخلاق را تقویت کنند. چون اگر جامعه یا ژنتیک بتواند رفتار هر انسانی را به صورت جبری تعین بخشد، آنگاه دیگر جایی برای احکام اخلاقی باقی نمی ماند. اگر یک فرد به دلیل ژنتیک خاص خود مجبور به قتل باشد دیگر نمی توان او را سرزنش کرد. اصلا اگر انسان را موجودی مادی بدانیم، بریدن سر یک انسان صرفا به معنای تقسیم کردن یک جسم به دو جسم کوچکتر است و هیچ تفاوتی با اوراق کردن یک ربات ندارد. اوراق کردن یک ربات، خصوصا اگر مجبور به این کار باشیم، از نظر اخلاقی کار بدی نیست و در نگاه مادی قتل یک انسان با تقسیم یک کیک تفاوتی ندارد.

اختلاف جوامع و فرهنگها را چگونه توجیه کنیم؟ مثلا در مورد سقط جنین اختلافهای زیادی وجود دارد.

نسبی گرایان همیشه به نمونه هایی تاریخی از اختلاف فرهنگها اشاره می کنند. مثل اینکه انسانها هنگامی که به یکدیگر می رسند با شیوه های مختلفی به یکدیگر احترام می گذارند. یا اینکه انسانها در مورد دفن کردن یا سوزاندن جسد اموات با یکدیگر اختلاف دارند و هر گروهی کار گروه دیگر را ناپسند می داند. نسبی گرایان از این مثالها نتیجه می گیرند که اصول اخلاقی نسبی است. ولی بیشتر این مثالها نمونه هایی از اختلاف در آداب و رسوم هستند و در واقع بر وجود اصول اخلاقی ثابت مثل لزوم احترام به یکدیگر و احترام به اجساد دلالت می کنند. به هر حال بحث اصلی عقلی است و ما باید تابع دلیل باشیم. اگر بر اساس حکم عقل و فطرت قتل بد باشد، آن وقت دیگر اگر همه انسانها قتل را خوب بدانند، قتل کودکان خوب نمی شود و به جای تغییر احکام اخلاقی باید نظر انسانها را تغییر داد. سقط جنین نیز نمونه ای از قتل انسانهای ضعیف است. از نظر عقلی حکم قتل قبل از تولد با حکم قتل بعد از تولد یکسان است.

علت رواج نسبیت اخلاق در دوران مدرن چیست؟

 علت اصلی رواج نسبیت اخلاقی این است که انسان مدرن به دنبال آزادی است. اسپینوزا در کتاب اخلاق از آزادی به عنوان هدف عقل با تفصیل بحث می کند. البته او آزادی از غرایز حسی را به عنوان آزادی واقعی معرفی می کند. از نظر او عشق به خدا شرط آزادی است. اما بعد از او معنای آزادی تغییر کرد و نسبیت در اخلاق مطرح شد. در نگاه سنتی حرص و طمع زنجیر روح  و مانع آزادی است. اما در نگاه مدرن حرص و طمع نیروی حرکت چرخهای نظام سرمایه داری معرفی شدند و تحریک حرص و طمع بخشی از اقتصاد مدرن شد.

شک در باورهای دینی نیز به تقویت نسبی گرایی اخلاقی کمک کرده است. چون انسان اگر آخرت را در رفتار و برنامه های خود لحاظ نکند، دلیلی ندارد اخلاقی باشد. اگر آخرت نباشد هر فردی باید بیشترین لذت را در همین دنیا کسب کند و اخلاق نمی تواند مانعی برای او باشد. به همین دلیل بود که کانت می گفت برای داشتن اخلاق به جاودانگی نیاز است. زندگی اخلاقی بدون باور به آخرت با اینکه ممکن است و نمونه های زیادی دارد، اما منطقی نیست.

نسبی گرایی اخلاقی چه نتایجی داشته است؟ 

مدارا و تساهل به عنوان مهمترین نتیجه نسبیت معرفی شده است. اما در دوران حاکمیت نسبیت اخلاق، بیش از هر دورانی خشونت و قتل حاکم بوده است. دلیلش روشن است. اگر ارزشهای اخلاقی نسبی باشند راهی برای دفاع از ارزشهایی مثل مدارا و تساهل نیز وجود ندارد. با وجود نسبیت حتی ارزش علم و عقلانیت نیز قابل دفاع نیست.  در دوران مدرن ارزشهای اخلاقی با این اتهام که نسبی هستند از حوزة علم و دانش کنار گذاشته شدند و نتیجه آن تخریب محیط زیست و تهدید سلاحهای کشتار جمعی شد. همچنین اخلاق در سیاست هم نادیده گرفته شد. جنگهای جهانی، تاسیس گروههای تروریستی مانند طالبان، القاعده و داعش و استفاده ابزاری از مفاهیمی اخلاقی مانند حقوق بشر، تنها بخشی از نتایج کنار گذاشتن اصول اخلاقی ثابت به شمار می روند. رنج بی معنایی و پوچی را نیز باید در صدر فهرست مصیبتهای ناشی از نسبیت اخلاق قرار دهیم.

آیا زمینه ای برای گذر از نسبیت وجود دارد؟

به نظر می رسد فضای حاکم بر دنیا  بازبینی در نسبی گرایی را گریزناپذیر کرده است. خوشبختانه اکنون اجماعی بی سابقه از همه کشورها در برابر پدیده خشونت وجود دارد. مبارزه جهانی با داعش بدون گذر از نسبی گرایی هیچ توجیهی ندارد. در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نیز همه ناظران نگران نقض ارزشهای اخلاقی بودند. این نگرانی با مبانی فکری نسبی گرایی سازگار نیست. شاید ترامپ در دوره ریاست جمهوری خود نظریه پردازان سیاست را قانع کند که جداکردن سیاست از اخلاق، به عنوان نتیجه نسبی گرایی، یک خطای راهبردی است که بقای نوع بشر را تهدید می کند.    


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۱
رضا صادقی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی