دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

تداعی تصورات

دوشنبه, ۷ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۲۹ ق.ظ

فصل سوم از کتاب پژوهش به بحث از تداعی اختصاص دارد. دیدگاه هیوم این است که تصورات با نظم خاصی به ذهن خطور می کنند. در یک بحث جدی تصورات بی ارتباط با بحث فورا شناخته می شوند و کنار گذاشته می شوند. حتی در تخیلات آشفته نیز حرکت تخیل از یک تصور به تصور دیگر بی ضابطه نیست. وقتی یک گفتگوی آزاد را بازبینی کنیم ارتباط بین اجزای آن را می توان کشف کرد. صرفا در رویا و خواب است که ممکن است ارتباطی بین تصورات وجود نداشته باشد.

از نگاه هیوم اصولی که تصورات را به یکدیگر پیوند می دهند بین همه انسانها مشترک است. چون واژه هایی که تصورات پیچیده و مرکب را منتقل می کنند در زبانهای مختلف مشترک است.

هیوم سه اصل را به عنوان اصول تداعی معرفی می کند و برای هر کندام یک مثال می زند:

 شباهت، مجاورت مکانی یا زمانی و علیت.

سه مثال:

شباهت: اینکه تصویر یک فرد یادآور خود او است به دلیل شباهت بین تصویر و خود فرد است.

مجاورت: با تصور یک ساختمان باعث تداعی ساختمان مجاور آن می شود.

علیت: تصور جراحت تصور درد را به ذهن می آورد. چون جراحت علت درد است.

هیوم از اینکه فیلسوفان پیش از او به اصول تداعی توجه نداشته اند ابراز تعجب می کند و اذعان می کند که دلیلی نداریم که اصول دیگری برای تداعی وجود نداشته باشند. اما هر چقدر مثالهای بیشتری را بررسی کنیم و عامل دیگری برای تداعی کشف نکنیم احتمال اینکه اصل دیگری وجود نداشته باشد بیشتر می شود.

در مورد این فصل از کتاب هیوم چند نکته قابل طرح است:

1-   اغلب گفته شده تداعی در نظام هیوم با نیرو در نظام نیوتن قابل مقایسه است. چون هیوم قصد دارد علم انسان را بنویسد و در نگارش این علم تحت تأثیر علم طبیعت است که نیوتن نگاشته است. او تصورات را اتم هایی می داند که دنیای ذهن را می سازند و معتقد است نیرویی که این اتمها را به یکدیگر متصل می کند تداعی است. زمانی که هیوم تصورات را به بسیط و مرکب تقسیم می کند نیز به الگویی فیزیکی نظر دارد.

2-  هیوم در کتاب رساله برای تداعی به اصول دیگری نیز اشاره می کند. به عنوان نمونه در رساله از تضاد و تقابل نیز به عنوان تداعی یاد شده است. اما در کتاب پژوهش در پاورقی می نویسد که تضاد می تواند ترکیبی از شباهت و علیت باشد. مثلا اگر گرما باعث تداعی سرما می شود به این دلیل است که نبود گرما علت سردی است. اما به نظر می رسد تقلیل دادن تضاد و تقابل به علیت یا شباهت کار آسانی نیست.

3-   هیوم سعی دارد تداعی را مکانیکی و قانونمند کند. اما به نظر می رسد تداعی می تواند خارج از هر اصلی و صرفا اختیاری باشد. ذهن قادر است بین دو تصور کاملا بی ارتباط با یکدیگر مانند سفیدی و کهکشان با اختیار خود تداعی ایجاد کند. گاهی نیز تداعی به دلیل تکرار است. دو واژه بی ارتباط با یکدیگر اگر در یک شعر یا عبارت مدام تکرار شوند بین آنها نسبت تداعی ایجاد می شود. به نظر می رسد تکرار بر همه اصول تداعی سیطره و حاکمیت دارد. مثلا علیت بدون تکرار عامل تداعی نیست. چون اگر در واقع علیتی وجود داشته باشد اما به آن توجه نکنیم و یا از آن آگاه نباشیم دیگر تداعی وجود نخواهد داشت. جزر و مد و یا خسوف زمانی باعث تداعی نیروی جاذبه می شود که به طور مکرر به نقش علی جاذبه در تحقق این پدیده ها توجه داشته باشیم.

4-  اگر به نقش محوری تکرار در تداعی توجه داشته باشیم دیگر نمی توانیم تداعی را ضابطه مند بدانیم. فیلسوفان پیش از هیوم نیز به همین دلیل به اصول تداعی توجه نداشتند و صرفا از نقش تکرار بحث کرده اند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۰۷
رضا صادقی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی