دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

فلسفه علم و معرفت شناسی

دکتر رضا صادقی

حق مهاجرت

شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۰۸ ق.ظ

 

 

حق مهاجرت به این معناست که اگر بخشی از کرة زمین به هر دلیلی غیر قابل سکونت شد، ساکنین این حق را دارند که برای حفظ جان خود به بخشهای دیگر کرة زمین که قابل سکونت است منتقل شوند. فرض کنید به دلیل تغییرات آب و هوا کشور ژاپن زیر آب برود. در چنین وضعیتی مردم ژاپن حق مهاجرت دارند و سایر کشورها حق ندراند صرفا به دلیل آنکه ژاپنی ها ملیت متفاوتی دارند آنها را از حق سکونت بر روی زمین محروم کنند. همچنین اگر کشور ژاپن به دلیل جنگ داخلی نا امن شود، مردم ژاپن برای حفظ جان خود حق مهاجرت دارند و همة کشورهای جهان وظیفه دارند آوارگان ژاپنی را پذیرش کنند. در چنین وضعیتی نیز ممانعت از ورود آوارگان جنگی غیر اخلاقی و غیر انسانی است. مرزهای کشوری ملکیت ایجاد نمی کنند. این مرزها برای مدیریت جوامع ساکن بر روی کرة زمین مفید هستند. اما اگر گروهی از انسانهای روی زمین به هر دلیلی کشور خود را از دست دادند سکونت در سایر کشورها حق طبیعی و بدیهی آنهاست. در چنین مواقعی با اینکه به قوانینی بین المللی برای تعیین مکانیسم پخش شدن مهاجران نیاز است، اما در لزوم پذیرش مهاجران تردیدی نیست.

 

حق مهاجرت با حق حیات که مبنای مورد اتفاق حقوق بشر است در ارتباط است. در شرایط طبیعی و پیش از شکل گیری مرزهای کشورها، انسان در انتخاب محل زندگی خود آزاد بود و حق مهاجرت ضامن حق حیات بود. چون هر گاه امکان زندگی در یک محیط وجود نداشت انسانها برای ادامة زندگی این امکان و این حق را داشتند که به صورت فردی یا جمعی به سایر بخشهای کرة زمین مهاجرت کنند. احتمالا روحیة قبیله گرایی نخستین مانع جدی در برابر حق مهاجرت فردی بود. چون ورود به حریم دیگر قبایل امنیت افراد را به خطر می‌اندازد. با این حال حتی در زمانی که روحیة قبیله گرایی حاکم بود،  مهاجرت قبایل امری رایج بود و حتی گاهی افراد یک قبیله می توانستند مهاجرت کنند و در حاشیة حریم سایر قبایل زندگی کنند.

در دوران مدرن با پیدایش ملی گرایی مهم ترین مانع در برابر آزادی مهاجرت جمعی پدید آمد. در این دوره ملیت حق مهاجرت را سلب کرد. در حالی که حق مهاجرت به حقوق اولیة انسانها مانند حق حیات و حق مسکن مربوط است. اما ملیت امری کاملا اعتباری است و صرف قرار گرفتن در یک محیط جغرافیایی ملیت افراد را مشخص می کند. مرزهای کشورها با یک تصمیم سیاسی جا به جا می شوند و به عنوان نمونه ساکنان شبه جزیرة کریمه تا چند سال پیش اوکراینی بودند و اکنون شناسنامة‌ روسی دارند. ملیت هیچ گونه تقدس و ارزش اخلاقی خاصی ندارد و نباید حق مهاجرت را به کلی از بین ببرد.

تقابل ملیت با حق مهاجرت به بحران مهاجرت دامن می زند. یعنی زمانی که بخشهایی از زمین غیر قابل سکونت شود و سایر کشورها صرفا بر اساس ملاحظة ملیت مهاجران مانع ورود آنها شوند کرة زمین با بحران مهاجرت روبرو می شود. بحران مهاجرت بیشتر در مرزهای کشورهای پیشرفته رخ می دهد. چون این کشورها برای مهاجران جذابیت بیشتری دارند و ساکنان این کشورها نیز به طور طبیعی مایل به پذیرش مهاجر نیستند. این کشورها پدیدة فرار مغزها را بر پدیدة مهاجرت ترجیح می دهند و با پذیرش نخبگان سایر کشورها به چپاول میراث فرهنگی جهان می پردازند.

در دهه های اخیر بخشهایی از قارة آسیا و قارة آفریقا به دلیل تغییرات آب و هوا و جنگهای داخلی غیر قابل سکونت شده است. به عنوان مثال در قارة آفریقا هر سال میلیونها نفر به دلیل سوء تغذیه جان خود را از دست می‌دهند (بر اساس آمار سازمان جهانی غذا سالانه بیست میلیون نفر بر اثر سوء تغذیه جان خود را از دست می دهند). اما مردم آفریقا صرفا به دلیل ملیت خود از حق مهاجرت محروم هستند و کشورهای غربی با اعمال خشونت مانع ورود سیاهپوستان به بخشهای امن و سرسبز کرة زمین می شوند. در چند سال اخیر که گروه داعش بخشهایی از عراق و سوریه را غیر قابل سکونت کرده است، بحث از بحران مهاجرت رسانه ای شده است. ‌اما این بحران بسیار دامنه دار است و دهها سال است که مهاجران آفریقایی در مرزهای دریایی و زمینی اروپا دستگیر می شوند و به مناطق قحطی زده و نا امن زمین بازگردانده می شوند. اما برای رسانه های غربی غرق شدن قایقهای مهاجران آفریقایی و تلفات ناشی از آن به یک رویداد تکراری تبدیل شده است.

حتی اگر فرض کنیم تمام ثروت و رفاهی که در اروپا موج می زند صرفا حاصل تلاش اروپایی هاست و آنها هیچ نقشی در تغییرات آب و هوا و جنگهای داخلی آفریقا نداشته اند،‌ باز تردیدی نیست که پذیرش اعضای خانواده‌ای که برای حفظ جان خود به کشوری امن  پناه می برند، وظیفه ای انسانی، اخلاقی و مطابق با اصول اولیة‌ حقوق بشر است و بازگرداندن یک خانوادة آفریقایی گرسنه به منطقه ای قحطی زده و نا امن یک جنایت جنگی و خلاف اصول اولیة حقوق بشر است. اینکه ثروت کنونی اروپا با استعمار اجداد همین آوارگان انباشت شده است و اینکه نقش اروپا در جنگهای داخلی آفریقا و آسیا چیست، داستان دیگری است. پیوند دادن بحران مهاجرت با سابقة استعمار و چپاول و بی عدالتی خوشایند سیاستمداران اروپایی نیست. چون اگر کشورهای بحران زدة آفریقایی و آسیایی با فرستادن سیل مهاجران به سوی اروپا هزینة‌ استعمار، چپاول و بی عدالتی را به غرب منتقل کنند پیامدهای چنین رویدادی قابل تصور نیست. ولی آنچه مسلم است مهاجرانی را که از حق حیات در وطن محروم هستند نمی توان از حق مهاجرت محروم کرد.

 


موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۴/۰۶/۲۸
رضا صادقی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی